نگاهی به فیلم «کشتیگیر»
هومن نیک فرد

فیلم کشتیگیر بیش از هرچیز که سعی کرده باشد یک درام ورزشی به حساب آید، با تصاویری که از رقابت بین دو مبارز نشان میدهد، یک فیلم با چاشنی درام سیاسی است. تحلیلی که من از این فیلم میتوانم داشته باشم، نوعی تهدید فرهنگی است که دیگران را به مبارزه میطلبد. «رم» کشتیکجکار آمریکایی که همه چون مخلصان این کاراکتر دست به دست هم میدهند تا در رقابتهای نمایشی برندهي میدان باشد، یک رقیب جدی دارد که سالها پیش توانسته مغلوبش کند. این رقیب از کشور ایران است و «آیتالله» نام دارد. اینکه رقبا را «جدی» مینامم حتی برای خودم هم خندهدار است. چطور ممکن است کشتیهای نمایشی در سالنهای کوچک رقبای جدی بطلبند؟
آیتالله و رم همان مناسبات ناخوشایند دو کشور ایران و امریکا هستند. هرچقدر هم نسبت به این مسأله بیتفاوت باشیم، خود فیلم دوچندان تأکید میکند و ذهن مخاطب را به سمت رقابت اصالت و صلابت دو کشور سوق میدهد. فیلم با روندی که در پیش گرفته و انتهای بهظاهر تراژیک آن، خود را در جایگاه پیشبینی قرار داده است. اما مخاطب آگاه با دیدن فیلمی که از زندگی یک کشتیگیر با مقدمهچینی مضحک و خلاصه شده سراغ نقطه ضعفهایی هم چون شکستن چوپ پرچم میرود، آن را بیشتر به شوخیای میداند که هیچ ریشه و ثباتی ندارد. توجه کنید که این رقابت بین رم و آیتالله نیز مانند تمامی مبارزات این هرکول روانی با قلب بیمارش، نمایشی است. رم با آیتالله رابطهي خوبی در باطن أمر دارند اما در ظاهر محکوماند که برای جلب تماشاگر با یکدیگر کشتی بگیرند. آیتالله دوستدار رم است و زمانی که رم با حالی نزار به رقابت ادامه میدهد، از او میخواهد تا کتکش بزند و کار را تمام کند! به سخنان رم قبل از شروع مسابقهی مثلاً تاریخی توجه کنید؛ او رو به تماشاگران میگوید که توانایی رم هنوز تمام نشده و تا وقتی مردم نخواهند تمام نخواهد شد. این مسأله هم با توجه به مبارزات فکاهی و اتفاقاتی که در رختکن و زندگی خصوصی کشتیگیر رخ میدهد، کاملا مصنوعی است. رم در قالب امریکا کمی باتجربه و سن بالا نشان داده شده که تماشاگران او را دوست دارند و تشویقاش میکنند. تماشاگران را باید در جایگاه همان کشورهای قارهی سبز و همسایههای مسخشدهي ایران گذاشت. آیتالله هم همان ایران است با پرچمی که بعد از شکستهشدن او را عصبانی میکند و نویسنده را وا میدارد در دهان او دیالوگ: بیاحترامی! را بگذارد. این بیاحترامی البته در نظر خود آیتالله چندان جدی نیست، چون او هم رم را دوست دارد! رقیب رم در واقع با آدرسهایی که فیلم میدهد باید هم سن و سال رم باشد. اما ایران با سابقهي تاریخی طولانیاش چند سالیست که به بهانهي انقلاب اسلامی 30 ساله نامیده میشود. پس آیتالله هم به فراخور این 30 سالگی قبراق است و کم تجربه.
برخلاف تمام کسانی که فیلمهای هالیوودی اینچنینی را بیاحترامی محض مینامند، من این فیلم را پاسخی به بیاحترامیهای روا داشته به امریکا میدانم. چطور ممکن است یک کشور هرطور خواست دولت و ملت دیگر را دستمایهي بیاحترامی قرار دهد و در هر جشن و بزرگداشت و عزایی پرچم آن کشور را پاره کند یا به آتش بکشاند اما انتظار پاسخ نداشته باشد؟!
کشتیگیر برای من هیچ نوع جذابیتی نداشت و تنها مواردی که وادارم کرد به بهانهاش بنویسم همین سطور بالاست.

پی نوشت: این متن بدلیل مشکلاتی که ممکن بود بعد از انتشار، برای آدم برفی ها پیش بیاید، در آن نشریه منتشر نشد.




